محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
185
مجمع الانساب ( فارسى )
كار مغول قوى شد . اتابك سعد بن ابو بكر بن سعد چون اتابك ابو بكر مردى داهى حازم بود و دانست كه دست ، دست قوت و شوكت اولاد چنگيز خان است مصلحة پسر خود اتابك سعد [ را ] با جمعى از نواب و تنسوقات بسيار به حضرت هولاكو خان روانه داشت و هولاكو در حق او سيورغاميشى فرمود و يرليغ و پايزه داد به حكومت فارس . چون سعد با مراد بازگشت و به شهر طبهاتو ( ؟ ) رسيد رنجور شد در آن حال خبر وفات پدرش برسيد مردمان دوانيد تا فخر الدين ابو بكر [ را ] كه وزير پدرش بود مؤاخذت كنند به عزم آنكه بكشندش كه از وى آزارى داشت هنوز مردمان به شيراز نارسيده و اتابك سعد به شيراز نارسيده وفات يافت به دوازده روز بعد از پدر . اتابك محمد بن سعد بن ابو بكر چون اتابك سعد نماند اكابر فرس اتفاق بر پسر او كردند محمد بن سعد . و [ او را ] بر تخت نشاندند و مدت يك سال و هشت ماه پادشاه بود و مردى نيكو سيرت بود . گويند مادرش - كه دختر اتابك يزد بود - او را لگدى زد و بكشت در شهور سنهء ستين و ست مائه . و اللّه اعلم . اتابك محمد شاه بن سعد بن زنگى چون از اتابك ابو بكر و پسران او كس نماند اكابر شيراز پسر سلغر شاه - بن سعد [ را ] كه برادر ابو بكر بود نام او محمد شاه بن سعد بر تخت نشاندند و [ وى ] اتابك شد . مردى صاحب رأى بود با تدبير و عدلى تمام داشت و پدرش سلغر شاه - بن سعد خود در فنون فضائل سرآمدهء روزگار بود و اشعار متين او مشهور است . و اين محمد شاه روزى مادر محمد بن سعد كه او را تركان يزدى گفتندى و گفتيم كه پسر را به لگد بكشت در عقد نكاح آورد و او زنى بود محيله و شرارتى در نفس او مركوز بود شبى با جمعى مفسدان بيعت كرد بدانكه محمد شاه را